نگاهی بر نمایشنامه «غرب غمگین» مارتین مک‌دونا

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، فواد خراباتی از ۱۷ بهمن ماه نمایش غرب غمگین اثر مارتین مک دونا رادر تماشاخانه استاد ناظرزاده کرمانی روی صحنه برده و روزبه ‌حصاری، محمد ‌صدیقی ‌مهر، به ‌آفرید ‌غفاریان و سهیل ‌مستجابیان در این اثر درخشیدند. همزمان با آغاز این نمایش، نگاهی تحلیلی  بر نمایشنامه خواهیم داشت:

«غرب غمگین» (The Lonesome West) یکی از نمایشنامه‌های برجستهٔ مارتین مک‌دونا، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرلندی، است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. این اثر سومین بخش از سه‌گانهٔ لی‌نین (The Leenane Trilogy) محسوب می‌شود و مانند سایر آثار مک‌دونا، ترکیبی از طنز سیاه، خشونت، و نگاه بدبینانه به زندگی را در خود دارد. مک‌دونا در این نمایشنامه با نگاهی تلخ اما طنزآلود، جامعهٔ ایرلند روستایی را به تصویر می‌کشد و زوال اخلاقی و تنش‌های درونی شخصیت‌ها را به نمایش می‌گذارد.
خلاصهٔ داستان
داستان نمایشنامه در یک دهکدهٔ کوچک در غرب ایرلند رخ می‌دهد و بر دو برادر، کولمن و والین کانر، تمرکز دارد که به‌تازگی پدرشان را از دست داده‌اند. بااین‌حال، به‌جای غم و اندوه، این دو برادر درگیر نزاع‌های بی‌پایان و پوچ با یکدیگر هستند. آنها به بهانه‌های مختلف از جمله ارثیه، مایملک، و حتی مسائل بی‌اهمیت روزمره با هم درگیر می‌شوند. در این میان، پدر ولش، کشیشی محلی، سعی دارد آنها را آشتی دهد و از مسیر خشونت دور کند، اما خود نیز گرفتار ناامیدی و افسردگی است.
یکی دیگر از شخصیت‌های کلیدی نمایشنامه، دختری به نام گرلین است که قاچاقچی مشروب است و میانجی‌گری میان برادران را بر عهده دارد. او علاقه‌ای پنهان به کولمن دارد و با معصومیت و آرزوهای جوانانه‌اش تضادی آشکار با فضای تلخ و خشن نمایشنامه ایجاد می‌کند.
موضوعات و درون‌مایه‌ها
نمایشنامه «غرب غمگین» دارای درون‌مایه‌های عمیق و چندلایه است که برخی از آنها عبارتند از:
خشونت و زوال اخلاقی
مک‌دونا در این اثر، جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن خشونت به امری عادی و اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. رابطهٔ برادران کانر سرشار از نفرت، توهین، و رفتارهای کودکانه‌ای است که در نهایت به خشونت‌های جدی منجر می‌شود. این خشونت نه‌تنها فیزیکی، بلکه روانی و کلامی نیز هست و شکلی از زوال اخلاقی و عاطفی را نشان می‌دهد.
پوچی و بی‌معنایی زندگی
همان‌طور که در بسیاری از آثار مک‌دونا دیده می‌شود، شخصیت‌های این نمایشنامه نیز دچار نوعی پوچی و بی‌هدفی‌اند. آنها نه آرزویی دارند و نه افقی برای آینده. زندگی‌شان در چرخه‌ای از درگیری‌های بی‌معنا می‌گذرد و حتی مرگ پدرشان نیز تغییری در روند زندگی‌شان ایجاد نمی‌کند.
نقش مذهب و بحران ایمان
پدر ولش، کشیش محلی، نمایندهٔ مذهب در این نمایشنامه است. او برخلاف جایگاه مذهبی‌اش، خود درگیر بحران ایمان و ناامیدی است. او می‌کوشد با استفاده از باورهای دینی، میان برادران صلح برقرار کند، اما در نهایت، ناتوانی‌اش در اصلاح اوضاع، او را به ورطهٔ یأس و حتی خودکشی می‌کشاند. این بخش از نمایشنامه نقدی بر تأثیر کمرنگ مذهب در جامعهٔ مدرن و ناتوانی آن در حل مشکلات اخلاقی و اجتماعی است.
طنز سیاه
یکی از ویژگی‌های بارز آثار مک‌دونا، استفاده از طنز سیاه برای نمایش زشتی‌های زندگی است. مک‌دونا با استفاده از دیالوگ‌های تند و موقعیت‌های کمیک، فضایی خلق می‌کند که در عین تلخی، خنده‌دار به نظر می‌رسد. این ترکیب خاص، باعث می‌شود مخاطب هم بخندد و هم احساس ناراحتی کند.
ساختار و سبک نمایشنامه
«غرب غمگین» از نظر ساختاری، نمایشنامه‌ای واقع‌گرایانه است که به سبک مک‌دونا نوشته شده است. دیالوگ‌ها سریع، تند، و گاه بسیار خشن هستند. مک‌دونا با مهارت، لحظات طنزآمیز را با لحظات خشونت‌بار ترکیب می‌کند و مخاطب را مدام بین خنده و ناراحتی نگه می‌دارد. شخصیت‌ها نیز پیچیده و چندوجهی هستند و از کلیشه‌های رایج فاصله دارند.
جمع‌بندی
«غرب غمگین» نمایشنامه‌ای است که با استفاده از طنز سیاه، شخصیت‌های پیچیده، و نگاهی تلخ به زندگی، جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن خشونت، پوچی، و زوال اخلاقی در هم تنیده شده‌اند. مک‌دونا در این اثر، نه‌تنها تصویری از ایرلند روستایی ارائه می‌دهد، بلکه دغدغه‌های جهانی دربارهٔ خشونت، تنهایی، و بی‌معنایی زندگی را نیز مطرح می‌کند. در نهایت، این نمایشنامه مانند سایر آثار مک‌دونا، ذهن مخاطب را به چالش می‌کشد و او را به تفکر دربارهٔ ماهیت انسان و روابط اجتماعی وامی‌دارد.

لیست عوامل:

نویسنده: مارتین مک‌دونا، مترجم: خسرو ‌نقیبی، به ‌آفرید ‌غفاریان، دراماتورژ: خسرو ‌نقیبی، کارگردان: فواد ‌خراباتی، تهیه‌کننده: آوا ‌فیاض

بازیگران: (به ترتیب الفبا): روزبه ‌حصاری، محمد ‌صدیقی ‌مهر، به ‌آفرید ‌غفاریان و سهیل ‌مستجابیان

سرمایه‌گذار: صهبا ‌خلدبرین، مجری طرح: مسعود سلیمانی، ریگولتو، طراح صحنه: سعید ‌حسنلو، طراح لباس: الهام ‌شعبانی، طراح نور: علی ‌کوزه ‌گر، موسیقی: ارشام ‌مودبیان، طراح گریم: بهاره ‌اسدی، طراح گرافیک، تیزر و عکاس: محمدصادق ‌زرجویان، طراح جلوه‌های ویژه: آرش ‌آقابیگ، طراح حرکات اکشن: امیر میرآخورلی (گروه بدلکاری 13)، نوازنده ساکسیفون: مهدی نوریانی، مارکتینگ: ژی، مدیر تبلیغات: آوا ‌فیاض، روابط عمومی: اسما جهان‌تیغ، دستیاران کارگردان:
یاسین ‌یوسفی، یاسمین ‌خلدبرین، دستیار تهیه: علی سیبی، منشی صحنه: اسما جهان‌تیغ، مدیران صحنه: مهدی بی‌نظیر، محمدرضا ‌فرشاد، امیرحسین ‌بلوچی، دستیاران طراح صحنه: نرگس ‌پروانیا، نیلوفر قائم‌مقام، نرگس ‌رضایی، دستیار لباس: آیسن ‌آق ‌آتابای، مجریان گریم: هیوا ‌امین ‌زاده، سعید کروندی، محمدرضا محسنی، دستیار گریم: ملیکا ‌خانی، موشن گرافیک: مصطفا سلیمانی، امیرحسین ‌ستوده ‌نسب کت ‌استودیو، عکس پشت صحنه: امیرعلی ‌سیدجلالی، تصویربردار تیزر: علی ‌حافظ ‌پور، ضبط موسیقی: استودیو زروان، دستیاران طراح نور: امیرحسین ‌سیَر، امیر هرمزی، پوریا ‌محسنی، زهرا کوزه‌گر، فاطمه ‌پور ‌جعفر ‌دوست، اکرم ‌کیهانی ‌فر، دستیاران جلوه‌های ویژه: عباس سربندی، محمدرضا کیشی ساخت دکور: حامد رمضانی دستیاران ساخت دکور: پرهام آریانی، علی افشار، حسین قمری

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا