نقد نرگس کریمی بر فیلم بازی را بکش/درامی اجتماعی با محوریت فوتبال

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، نرگس کریمی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی در نقد فیلم “بازی را بکش” نوشت:
هشدار: این نقد حاوی اسپویل می باشد.
یک فیلم تمیز و مرتب که باب سلیقهی همه نیست.
فیلم «بازی را بکش» درامی اجتماعی با محوریت فوتبال است که مرگ مسعود کوهی، برادر کوچک موسی کوهی (با بازی محسن کیایی) در جریان یک بازی فوتبال را روایت میکند. این فیلم بهوضوح پیامی قوی دارد که شرط بندی نهتنها یک سرگرمی سودآور نیست، بلکه میتواند آثار مخربتری از ورشکستگی داشته باشد، آثاری که میتوانند به مرگ منتهی شوند و نهتنها بر شخصیتهای درگیر قمار تأثیر بگذارند بلکه اثرات آن بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر دیگران نیز خواهد بود.
فیلم شروع خوبی دارد. نه اطلاعات زیادی میدهد و نه کم، اتفاقها درست و بهجا چیده شدهاند.
عطف اول، زمانی است که خطای امیر رضوانی (با بازی پوریا رحیمی سام) روی مسعود در جریان بازی فوتبال باعث مرگ مسعود میشود. گیراست و بیننده را نسبت به ادامهی داستان جذب میکند.
اوج داستان زمانی اتفاق میافتد که فرزاد موضوع شرطبندیهای سنگین فوتبال را با موسی مطرح میکند، این نقطه عطف کاملاً در خدمت مسیر داستان است، بهخوبی اجراشده و کاشت خوبی برای ادامه فیلم ایجاد کرده است.
عطف دوم زمانی است که موسی متوجه میشود که خطایی که روی مسعود رخداده طبق برنامهریزی خود مسعود برای شرط بندی بوده و امیر رضوانی در این ماجرا تقصیری نداشته است. این بخش بهخوبی پرداختهشده و درک اثرات مخرب شرط بندی را به مخاطب منتقل میکند و ضربه خوبی به بیننده و کاراکتر موسی میزند.
پایان فیلم غمگین و غافلگیرکننده است، در خدمت داستان است و با منطق فیلم همخوانی دارد، مخاطب را چند بار بازی میدهد و وادار به قضاوت میکند اما هر بار بهسرعت جواب قضاوتش را میدهد.
شخصیتپردازی موسی بهعنوان قهرمان داستان خوب است، او هم بهعنوان یک شخصیت ورزشی قابل باور است و هم گریم خوبی دارد که اصالت و پیشینهاش را که شمالی است قابل پذیرش میکند، قرار دادن المانهای کافی برای باورپذیر کردن شخصیت موسی بهخوبی انجام گرفته، محسن کیایی بهجز ایفای متوسط لهجه، بهخوبی در نقش موسی فرو رفته.
ضدقهرمان رضا غلامی است که محمد بحرانی آن را بازی کرده، به او به قدر کافی پرداخته نشد، چراکه او را تنها در چند سکانس و بسیار کوتاه میبینیم. شخصیت اصلی او یک کاراکتر سیاه است اما تا صحنهی پرده برداری از این موضوع که او ضدقهرمان داستان است، هیچ نشانهای برای این سیاهی قرار داده نشده.
طراحی لباس قابلقبول بود، درصحنههایی طراحی و انتخاب خوب لباس خود راوی احساسات جاری درصحنه بود. در صحنهای که موسی با دختر برادر مرحومش در حال توپ بازی است، لباس فوتبالی که بر تن دختر است به زیبایی و بدون بیان دیالوگ اضافه، دلتنگی دخترک و تاثیر علاقهی پدر به فوتبال بر روی دختر به خوبی نمایش داده شده است.
طراحی صحنه نیز بهخوبی وضعیت زندگی موسی و خانوادهاش را نشان میدهد و درک خوبی از محیط و طبقه اجتماعی و حتی عادات و علایق شخصیتها را به بیننده ارائه میدهد.
زاویه دوربین خوب بود و سرعت حرکت دوربین و بازیگرها متناسب باهم بودند، استفاده از زاویه دوربینها به ویژه در مواقعی که شاهد بروز احساسات بدون بیان دیالوگ از سمت موسی بودیم به درستی در انتقال حس و معنی انتخابشده است.
طراحی رنگ و نور در خدمت تم فیلم است، شاهد رنگهای شارپ که تم فوتبالی فیلم را پوشش میدهد و سردی تصویر هستیم که اندوه داستان را روایت میکند،
تدوین منظم و در راستای خط داستان است، بیننده را گیج نمیکند و داستان را منسجم به مخاطب ارائه میدهد، ریتم فیلم مناسب است و تند یا کند به نظر نمیرسد، صحنههای اضافی در فیلم نمیبینیم اما در برخی از صحنهها مانند رفتن موسی و نامزدش لیدا به بانک، شاید میتوانستند کمی مختصرتر و با زمانبندی بهتر نمایش داده شوند، درصحنهای که مادر موسی به زبان گیلکی با او صحبت میکند، نبود زیرنویس احساس خوبی به بیننده منتقل نمیکند.
موسیقی متن بسیار خوب طراحیشده و در خدمت انتقال احساس به بیننده است، ضربآهنگ قصه را همراهی میکند و از آن برای برانگیختن احساسات مخاطب بهخوبی استفاده کردهاند.
کارگردان ابراهیم عزیزی در اولین فیلم بلندش خوب عمل کرده است. مقصودش را بهخوبی رسانده، شاید به بهترین شکل ممکن نتوانسه از تمام بازیگرانش بازی بگیرد اما این به معنی خوب نبودن بازیها یا کل فیلم نیست. آقای عزیزی یک پرداخت نسبتاً جدید نسبت به فیلمی با محوریت فوتبال ارائه داده و در مجموع خوب از آب در آمده است.
فیلم “بازی را بکش” شاید باب سلیقهی تمام بینندگان نباشد، اما داستان و فیلمنامه آن بهخوبی توانسته است توجه کسانی را که به این نوع قصهها علاقه دارند جلب کنند.