نقد جعفر گودرزی: گوزن های اتوبان بازنمایی از یک جامعه است!

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران نوشت:
«گوزن‌های اتوبان» بیش از آنکه یک روایت باشد، آینه‌ای است در برابر جهانی که در آن مرزهای حقیقت و بازنمایی فرو ریخته‌اند.
اتوبان در فیلم بیش از یک مکان، یک مفهوم است؛ جایی که سرعت بالاست، تصمیم‌ها ناگهانی‌اند، و هیچ‌چیز قرار نیست بماند. این همان تناقضی است که فیلم به تصویر می‌کشد: آدم‌هایی که در دنیایی غریب و پرشتاب، بین هیجان و نابودی، بین دیده شدن و گم شدن، سرگردان‌اند.
فیلم درباره‌ فضای مجازی نیست بلکه درباره جامعه‌ای است که بیش از آنکه «زیست کند»، «بازنمایی» می‌کند.
در ادبیات تصویری، گوزن‌ها همواره نماد حیرانی، بی‌پناهی و گاه قربانی شدن بوده‌اند. آدمها در زیستِ دیجیتالی‌شان همان‌قدر بی‌پناه‌اند که یک گوزن در میانه‌ اتوبانی شلوغ.گوزن‌های این قصه، گاهی درخششی کوتاه دارند، اما بیشترشان در تصادف با واقعیت، از بین می‌روند.
فیلم بر دوش شخصیت‌هایی است که بین «بازی کردن» و «زندگی کردن» در نوسان‌اند.
الناز شاکردوست طوری ایفای نقش می کند که همزمان هم به‌قدر کافی خام است که از عمقِ یک انسان واقعی برمی خیزد و هم چنان آگاهانه به نمایشِ شخصیت خود در یک فضای ساختگی می‌پردازد که مرز میان زندگی و بازی را محو می‌کند. یک پیچیدگیِ انسانی که فقط در لایه‌های پنهان ظاهر می‌کند.
نوید پورفرج بازیگری پخته و عصیانگر و در عین حال واقعی و باورپذیر،مردی است که ابتدا در حاشیه‌ای واقعی زیست می‌کند، اما به‌مرور درگیر حاشیه‌ای رسانه‌ای می‌شود. او موفق می‌شود سردرگمی وآسیب‌پذیری فردی را که ناخواسته به یک پدیده‌ مجازی بدل شده، با اجرایی چندلایه نمایش دهد.
صدف اسپهبدی، بازی اش ترکیبی از جاه‌طلبی، شکنندگی و سرگشتگی است.
بازی او جذابیت، قدرت و خلأ درونی یک شخصیت برندشده در اینستاگرام را با هوشمندی به اجرا در می آورد.
«گوزن‌های اتوبان» فیلمی که به‌درستی مسخ‌شدگی نسل جدید را در دنیای نمایش‌محور نشان می‌دهد، اما در نهایت، آیا صرفاً به نمایش این بحران بسنده می‌کند؟ آیا فیلم فقط می‌خواهد روایتگر این جهان باشد، یا می‌توانست آسیب شناسی درستی اتخاذ کند؟
فیلم، فضا را می‌سازد، شخصیت‌ها را شکل می‌دهد و مخاطب را درگیر می‌کند، اما در نهایت، به یک نقد صریح از چرخه‌ی بازتولید این وضعیت نمی‌رسد. فیلم مانند شخصیت‌هایش، بین اجرا و معنا، بین نقد و نمایش، بین واقعیت و مجاز در نوسان است. کاش فیلم، با جسارت بیشتری، نه‌فقط نشان می‌داد که این جهان چگونه عمل می‌کند، بلکه به این پرسش نیز پاسخ می‌داد که آیا راهی برای فرار از این چرخه مسخ‌شدگی وجود دارد؟

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا