نقد جعفر گودرزی: فیلم فریاد/ نجات از بیرون، سقوط از درون

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران نوشت:

سینمای اجتماعی ایران، در بهترین شکل خود، آینه‌ای است که حقیقت را در تار و پود واقعیت می‌تند. اما گاه این آینه ترک می‌خورد و تصویری مغشوش و یک‌سویه از جامعه ترسیم می‌کند. «فریاد» نیز از همین جنس است؛ روایتی که از دل تیرگی‌ها برمی‌خیزد، اما در نهایت، خود در سیاه‌چاله‌ی کلیشه‌های شرق‌شناسانه سقوط می‌کند.

ایران در این فیلم نه کشوری با لایه‌های پیچیده‌ی اجتماعی، که جهنمی بی‌رحم است، گورستانی که ساکنانش یا قاتل‌اند، یا قربانی، یا جن‌زده. ارباب مرغداری، سایه‌ای از یک استبداد بیمار، خانه را به قتلگاه بدل کرده؛ فرزندانش یا دیوانه شده‌اند یا آنها را به قتل رسانده ،کارگران یا به بردگی کشیده شده‌اند یا به هم خیانت می‌کنند. در این میان، تنها صدایی که از ویرانه‌های این جهان شنیده می‌شود، «هاوار» است؛ پسری نوجوان، نه از این خاک، که از آن‌سوی مرزها، که نامش خود، «فریاد» معنا می‌دهد. گویی تنها راه رهایی از این ظلمت، صدایی است که از بیرون می‌آید.

این انتخاب، بیش از آنکه از دل نقد اجتماعی بجوشد، یادآور همان الگویی است که سال‌ها در سینمای غرب درباره‌ی خاورمیانه تکرار شده: جامعه‌ای فروپاشیده که تنها ناجی‌اش از بیرون می‌رسد. در این تصویر، ایرانیان به جز در شمایل خیانت‌کاران و شرارت‌پیشگان مجال حضور ندارند و آن‌که بخت نجات می‌یابد، غریبه‌ای است که به تماشای ویرانی ایستاده است.

اما آیا در دل تاریکی، هیچ نوری نیست؟ آیا در ویرانه‌ای چنین مطلق، جایی برای نجابت و مقاومت باقی نمی‌ماند؟ «فریاد»، بیش از آنکه آینه‌ای در برابر جامعه بگذارد، تصویری شکسته و تحریف‌شده از آن می‌سازد؛ تبر می‌زند، بی‌آنکه زخمی را درمان کند. و از همه دردناک‌تر، آدم‌هایی که به یکدیگر رحم نمی‌کنند، گویی قصه‌ی روزگار ما را روایت می‌کنند..

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا