نقد جعفر گودرزی: شوهر ستاره، جستجوی هویت در آینه ای شکسته!

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران نوشت:
شوهر ستاره،فیلمی است که در تلاش است تا عمق تنهایی زنانه را در جامعهای دربسته و پر از تناقضات اجتماعی نمایان کند، اما این تلاش در سایهٔ شفافیت سطحی قرار میگیرد و در دقایق ابتدایی، جستجوی ستاره برای پیدا کردن هویتش، همچون نفسی گمشده در مه، جانی پیدا نمی کند.در فیلم، دقایق طولانی میگذرد تا مخاطب احساس کند که در دنیای ستاره زندگی کند، اما این زمان طولانی هیچگاه به یک دغدغه واقعی تبدیل نمیشود. تنهایی ستاره نه به دلیل تصمیماتش، بلکه به علت آینهای که آن را به شکل بیروح و بیکشش منعکس میکند، همچنان در لایههای سطحی باقی میماند.
سینما گاهی به مانند رعد و برقی است که از میان ابرهای تیره میگذرد و نوری را بر تاریکی میافکند. اما در فیلم،این رعد به یک جرقه بیاثر تبدیل میشود .
هیچ تحول درونی عمیقی در شخصیتها نمیبینیم، فقط یک تکرار بیپایان از تصمیمات بینتیجه که همچون دریاچهای راکد، تنها موجهای بیروح ایجاد میکند.
حامد بهداد با بازیای که در نقش کوتاهش دارد، همچون تلاطمی در دل دریاچه، خود را نشان میدهد. بازی او درونی است، به دقت و با آرامش، اما به دلیل محدودهٔ کم نقش و اثرگذاری اندک، این موج به سرعت فرو مینشیند.
فیلم در برابر مسائل اجتماعی زنان، چون اسیدپاشی، تنها یک سایهٔ گذرا را به نمایش میگذارد. اسیدپاشی در اینجا نه به عنوان یک درد واقعی اجتماعی که همچون گلی پژمرده است که روح و بویی ندارد.در واقع، این موضوع از نظر کیفی تبدیل به یک علامت سؤالی بیپاسخ میشود که بیش از آنکه چارهای برای آن بیاندیشد، به داستانی فرعی و بیهدف تبدیل میشود.
پیام فیلم به نظر میرسد که با زبان اغراقآمیز، امید را در دل زنان میکارد، اما این امید همچون لبهٔ تیز یک شمشیر دو لبه است. این امید در حالی به زنان نشان داده میشود که مشکلاتشان نیاز به تغییری عمیق و ساختاری دارد. تغییرات فردی و اراده شخصی به تنهایی قادر به شکستن این دیوارهای اجتماعی نیستند. و در اینجا، شوهر ستاره به جای آینهای برای حقیقت، به دفتری پر از نوشتههای بیاثر تبدیل میشود.
فیلم در نهایت در تکاپوی بقا، نه تنها در میان آثار ایرج زاد قدمی به جلو نمیگذارد، بلکه با جراحی سطحی مسائل، نقابها را بیشتر از آنکه کنار بزند، بر آنها میافزاید. همانطور که ستاره در تلاش است تا هویت گمشدهاش را در آینهای شکسته پیدا کند.
عنوان فیلم هم ،همچون علامتی از بیپایانی جستجو برای معانی عمیقتر در زندگی شخصیت اصلی عمل میکند.