نقدهای فیلم Caught Stealing آرونوفسکی

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، فیلم «بازداشت حین سرقت» (Caught Stealing) به کارگردانی «دارن آرونوفسکی» از منتقدین نقدهای نسبتاً مثبتی دریافت کرد. امتیاز تازهترین ساخته کارگردان «قوی سیاه» (Black Swan) در «متاکریتیک» به ۶۸ درصد و در «راتن تومیتوز» به ۷۹ درصد میرسد. این فیلم با بازی «آستین باتلر»، «مت اسمیت» و «زوئی کراویتس» برخلاف اغلب آثار این آرونوفسکی در جشنوارههای پاییز اکران شده و از آخر هفته پیش رو در سینماهای سراسر آمریکا به نمایش درمیآید.

«بازداشت حین سرقت» داستانی درباره یک بازیکن سابق بیسبال به نام «هنک تامپسون» روایت میکند که در دهه ۱۹۹۰ نیویورک برای بقا وارد دنیای جنایات زیرزمینی میشود. این فیلم بر اساس کتابی نوشته «چارلی هیوستون» ساخته خواهد شد. هیوستون نویسنده فیلمنامه و به همراه آرونوفسکی و باتلر تهیهکننده فیلم خواهد بود.
سونی در اقدامی پرسشبرانگیز این فیلم را در آخرین هفتههای تابستان که عموماً شمار سینماروها کاهش پیدا میکند اکران خواهد کرد. این استودیو تابستان امسال «۲۸ سال بعد» (28 Years Later) «دنی بویل» را در سینماهای آمریکا داشت.
منتقد «ورایتی» مینویسد: ««بازداشت حین سرقت» ممکن است مانند گسستی از فیلمهای شخصیت-محور و بهشدت ذهنیتگرای کارگردان «پی» (Pi) باشد که طیفی از آثاری چون «کشتیگیر» (The Wrestler) تا «نهنگ» (The Whale) را در بر میگیرد، اما در حقیقت، آرونوفسکی ما را به شخصیت «هنک» بیش از همه شخصیتهای دیگرش نزدیک میکند.»

«کلایدر» مینویسد: ««بازداشت حین سرقت» در ظاهر آنچه از یک فیلم آرونوفسکی انتظار داریم به نظر نمیرسد، اما در عین حال، به محض اینکه عمیقتر شوید، واضحترین نسخه یک تریلر جنایی است که کارگردان میتواند بسازد. این فیلم از اینکه دستانش را آلوده کند و به مکانهای شومی برود نمیهراسد، اما همواره میتواند از پس بازگشتن به جایی که داستان دوباره سرگرمکننده شود برآید.»
«اسلشفیلم» مینویسد: «گاهی فقط میخواهی فیلمی را تماشا کنی که مردی خوشقیافه در آن سعی میکند خود را از دردسر رها کند در حالی که از گربهای پشمالو و عبوس مراقبت میکند. فیلمهای مدرن بیشتری شبیه به «بازداشت حین سرقت» برایمان مفید خواهد بود.»
«ایندیوایر» مینویسد: «با وجود بافت فیلم که در نیویورک و پیرامون آن فیلمبرداری شده و برای انطباق با فضای سال ۱۹۹۸ – لباسها، موسیقی، لوکیشنها و همه تجهیزات – به شکل پرنشاطی بازآفرینی شده، مصنوعی به نظر رسیدن لحظات کلیدی و پیرنگهای داستانی ناهماهنگ به نظر میرسد. به هدفش نمیخورد، دستکم تا یک سوم پایانی، جایی که بالأخره بخشهای پراکنده آرونوفسکی کنار هم قرار میگیرند و نشانهای از آنچه فیلمساز قصد داشته به تصویر بکشد آشکار میشود.»
«ایندیپندنت» مینویسد: «آرونوفسکی در هر ژانری که باشد، مایل است میان دو حالت در نوسان باشد: بهشکل سبعانهای دردناک یا بهشکل سبعانهای سانتیمانتال.»