رها | 15٬127٬544٬000

این فیلم اولی، غافلگیرتان می‌کند؟

معرفی و نقد فیلم رها

یک ملودرام اجتماعی با حضور شهاب حسینی و غزل شاکری

فیلم رها اولین ساخته حسام فرهمند است که در جشنواره چهل و سوم فیلم فجر رونمایی شد. در این مطلب نگاهی به متن و حاشیه این فیلم می‌اندازیم. فیلمی که محبوب منتقدان بود، آیا محبوب مردم هم می‌شود؟

خلاصه داستان فیلم رها

در خلاصه داستان فیلم رها آمده است: توحید ۵۵ ساله به همراه همسر و فرزندانش زندگی متوسطی دارند. تا اینکه یک اتفاق، داستان زندگی آنها را بهم می‌ریزد…

بازیگران و عوامل فیلم رها

شهاب حسینی (در نقش توحید)، غزل شاکری (در نقش ثریا)، ضحا اسماعیلی (در نقش رها) و آرمان میرزایی (در نقش سهیل)، سپیده پهلوان‌زاده، ماهنی مهرپرور، محمدرضا سامیان، بردیا دیانت، محمد اشکان‌فر و هادی افتخارزاده بازیگران این فیلم هستند.

شهاب حسینی در حال حاضر یکی از بازیگران مهم و البته گران‌قیمت سینمای ایران است. اما از اواخر دهه ۸۰ و پس از اینکه خودش اولین فیلمش را کارگردانی کرد، شروع به حمایت از فیلمسازان جوان و با استعداد کرد. او هر فیلمنامه خوبی به دستش برسد، با تهیه‌کنندگی یا قبول دستمزد کم یا به هر طریقی که بتواند از کارگردانان فیلم اولی حمایت می‌کند. حالا بازی او در فیلم رها جدیدترین همکاری او با فیلمسازان جوان است. در کنار بازی او می‌توان به حضور غزل شاکری در این فیلم اشاره کرد.

عوامل فیلم عبارتند از؛ تهیه‌کننده: سعید خانی، کارگردان: حسام فرهمند، فیلمنامه: محمدعلی حسینی و حسام فرهمندجو، فیلمبردار: روزبه رایگا، تدوین: مهدی سعدی، طراح صحنه: رسول علیزاده، طراح لباس: آرام موسوی، گریم: هادی هاشمی، مدیر تولید: شهرام شاهرخ، صدا: آرش قاسمی و حامد صمدزاده، جلوه‌های ویژه: علی جبلی و…

از دیگر نکات این فهرست عوامل می‌توان به حضور مرضیه برومند در مقام مشاور کارگردان نام برد.

نقد و بررسی فوری فیلم رها

این نقد و نوشته‌ها، نظر کوتاه ولی دست‌اولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آن‌ها -لزوما- به معنای تایید سینمادرام نیست

جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران طی نقدی اختصاصی نوشت:

رها،درامی است که از دل فقر و تلخی‌های یک زندگی ازهم‌گسیخته می‌جوشد و به مرور، با انباشت بحران‌ها، به تراژدی‌ای ناگزیر می‌رسد. فیلم در یک قاب ساده آغاز می‌شود: تعمیر یک ساعت کوکی، پدری که زمانی راننده‌ی مترو بوده و حالا با تعمیر وسایل کهنه روزگار می‌گذراند، و دختری که در میانه‌ی نیازهای خود و محدودیت‌های خانواده، میان «خواسته» و «اجبار» گرفتار است. اما این سادگی، تنها پوششی است بر بحرانی که در بطن داستان در حال شکل‌گیری است. خرید یک لپ‌تاپ دست دوم، سرآغاز یک دومینو از وقایع است که به‌جای حل یک مشکل، بحرانی عمیق‌تر را رقم می‌زند.فیلم در چیدمان نقاط عطف خود، رویکردی کلاسیک دارد.

حادثه‌ی محرک، زمانی رخ می‌دهد که رها لپ‌تاپی را دریافت می‌کند که محتوای آن، زندگی یک فرد دیگر را نیز درگیر کرده است. از اینجا به بعد، داستان با سلسله‌ای از تنش‌ها، تهدیدها، و انتخاب‌های ناگزیر پیش می‌رود، اما هرچه جلوتر می‌رویم، میزان رخدادهای دراماتیک از منطق واقع‌گرایانه فاصله می‌گیرد. نقطه‌ی اوج فیلم، یعنی مرگ رها، می‌توانست با پرداختی موجز و درگیرکننده، تأثیر احساسی عمیق‌تری بگذارد، اما فیلم در مسیر رسیدن به این لحظه، بیش از اندازه بر تصادف‌های ناگهانی و پیچش‌های پرشمار تکیه می‌کند.
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های فیلم، شخصیت‌پردازی آن است. پدر، مردی است که در مواجهه با تلخی‌های زندگی، تنها با سکوت و تلاش برای ادامه دادن، زنده مانده است. رابطه‌ی او با دخترش از نقاط احساسی فیلم است؛ اما مادر، بیش از آنکه کنش‌گر باشد، صرفاً در جایگاه مقابله با پدر قرار دارد و فرصت چندانی برای عمق بخشیدن به شخصیتش نمی‌یابد. برادر رها نیز بیشتر در خدمت گره‌های معمایی داستان است تا یک شخصیت مستقل با انگیزه‌های روان‌شناختی پیچیده.

مشکل اصلی فیلم، تودرتویی بیش از حد خطوط داستانی است. ورود پلیس، ماجرای کمای صاحب لپ‌تاپ، تهدیدها، تعقیب‌وگریز، و سرانجام مرگ تراژیک رها، همگی عناصری هستند که هرکدام به‌تنهایی ظرفیت بالایی برای درام‌پردازی دارند، اما درهم‌تنیدگی بیش از حد آن‌ها، ضرباهنگ روایت را از کنترل خارج می‌کند. درحالی‌که مرگ رها می‌توانست نقطه‌ی نهایی فیلم باشد، فیلم همچنان ادامه می‌یابد و با افشای نقشه‌ی برادر، گویی به‌جای یک پایان‌بندی تأثیرگذار، چندین بار به نقطه‌ی پایانی می‌رسد.

نام فیلم، «رها»، در تضادی آشکار با سرنوشت شخصیت اصلی است. او نه‌تنها رها نمی‌شود، بلکه در مسیر تلاش برای گره‌گشایی از یک بحران، خود را درون بن‌بستی تاریک‌تر گرفتار می‌کند. این نام می‌تواند کارکردی استعاری داشته باشد: شاید تنها رهایی ممکن، در مرگ نهفته است.

در نهایت، «رها» فیلمی است شریف، که در مضمون خود، به نقد نابرابری اجتماعی و تأثیرات مخرب فقر می‌پردازد. استعاره‌های «وسایل دست دوم» و «دورریختن»، فراتر از اشیا، به سرنوشت آدم‌هایی اشاره دارد که در این چرخه‌ی بی‌رحم، به سادگی حذف می‌شوند. اگرچه فیلم می‌توانست با تمرکز بیشتر بر روابط درونی خانواده و حذف پیچیدگی‌های اضافی، به اثری منسجم‌تر بدل شود، اما در نهایت، به دلیل صراحت در پرداخت تلخی‌های زندگی و روایت قصه‌ای که با تمام ضعف‌هایش، تکان‌دهنده و تلخ است، اثری قابل احترام و درخور توجه محسوب می‌شود.

صاحبه پویان مهر منتقد جشنواره فیلم فجر طی نقدی اختصاصی نوشت:

رها فیلمی اجتماعی به کارگردانی حسام فرهمند و تهیه کنندگی سعید خانی است که حقیقتی تلخ اما بسیار واقعی را به تصویر می‌کشد، محتوای خوبی دارد، ماجرا از این قرار است که پدری آسیب دیده و ورشکسته شده، در پی آن خانواده آبرومندش درگیر مشکلاتی می‌شوند که بر روح و روان دو فرزند آن‌ها تاثیر بسیار می‌گذارد و اتفاقات سختی برایشان رقم می‌خورد، هدف نشان دادن رنجی است که قشر ضعیف جامعه متحمل می‌شوند، بسیار تلخ است و از این باب مورد نقد قرار می‌گیرد اما دلیل آن را متوجه نمی‌شوم، این‌که سلیقه شخصی یک عده نمی‌تواند جدی بودن زندگی و حملاتش را بپذیرد دلیل بر این نمی‌شود که چشم ببندیم و آسیب‌های اجتماعی را ندید گرفته و پشت طنزهای بی‌محتوای سینمای امروز پنهان شویم.
فیلم‌نامه ساختار درست را حفظ کرده‌، مشخص است که چندین بار بازنویسی شده و با چکیده‌ای به اندازه پرونده بررسی متن بسته شده است، درواقع  عطف  بندی های قوی اوج درست و در نهایت یک پایان بندی عالی خیال ما را از بابت بعد فنی فیلم‌نامه که اصول اصلی ساختار را رعایت کرده باشد راحت می‌کند.
تعلیق‌ها و کاشت‌ها در خدمت پیرنگ بودند این همان چیزی است که در روایت یک اثر توقع داریم تا بر کشش و ایجاد هیجان درست در مخاطب تاثیر گذار باشد.
شیوه معرفی کاراکترها حرفه‌ای و درست است از طرف دیگر  کاشت‌های دقیق و انتخاب یک عنصر ارتباطی خوب که لپ تاپ است توانست پیرنگ را در مسیری که باید بماند قرار دهد.
قهرمان پدر خانواده است، قوی و تاثیرگزار می‌باشد، ضدقهرمان نیز خوب ظاهر شده و گره افکنی می‌کند، شخصیت‌پردازی‌های فیلم رها عمیق و خاص است، هریک از اعضای خانواده می‌توانند نماد بعدی از جامعه که می‌تواند آسیب ببیند یا آسیب بزند باشد.
بازی بازیگران در اکثر مواقع بی نقص است و موفق می‌شود تا حس را به مخاطب منتقل کند، شهاب حسینی، غزل شاکری و ضحا اسماعیلی گردانندگان اصلی اثر می‌باشند که بار کل محتوا را با پیدا کردن لحن درست و شناخت آن و البته یکی شدن با نقش به دوش می‌کشند و بسیار موفق‌اند‌، مخاطب در مدت زمان فیلم وارد خانه یک خانواده چهارنفره شده و با رنج‌هایشان زندگی می‌کند.
طراحی صحنه ‌و لباس نیز همانند سایر بخش‌های کار حرفه‌ای عمل کرده‌اند، تیم صحنه محیط اطراف و گروه طراحی لباس ظاهر نقش آفرینان را مناسب محتوای اثر ساخته و بر تاکید رنجی که می‌برند افزوده است.
گروه تصویر حق مطلب را ادا کرده‌اند،تعادل بصری و خطوط هدایت‌ طوری رعایت شده که نگاه مخاطب را با سوژه اصلی در هرزمان همراه می‌کند.
تدوین بسیار عالی‌است، چینش صحنه‌ها هوشمندانه است و ریتم را به دقت و با توجه به موقعیت بالا و پایین می‌کند، البته درمواردی  کات‌های نادرست دیده شد که چندان اهمیتی نداشت.
نورپردازی کمک بسیاری به فضا و ایجاد حس درست در ذهن مخاطب داشته است.
شهاب حسینی در نشست خبری حرفی زد که باب دل دلسوزان سینماست، او گفت حسام فرهمند بیست سال تلاش کرده تا ابعاد مختلف سینما از تدوین گرفته تا تصویر را بشناسد و بعد اثر خودش را کارگردانی کند، این یعنی کارگردان رها توانسته  با تکیه بر صبر و سواد چندبعدی خود اثری تاثیرگذار بسازد که مناسب قاب سینما و شایسته تقدیر است، برای این‌که یک اثر موفق شود نیاز است که همه عناصر در خدمت خط اصلی پیرنگ باشد که ما در اولین کارگردانی حسام فرهمند  شاهد این مهم بودیم.

نرگس کریمی منتقد جشنواره فیلم فجر طی یادداشتی اختصاصی در نقد فیلم رها نوشت:

هشدار: این نقد حاوی اسپویل می باشد.

فیلم رها به کارگردانی حسام فرهمند، داستانی غم‌انگیز را روایت می‌کند که از جهات مختلف قابل بررسی است. مدتی بود که چنین فیلم‌ و قصه‌هایی را در سینمای ایران ندیده بودیم.

داستان درباره‌ی پدری است که در کشمکش‌های زندگی، شغل سابقش را رها کرده و به مشاغل خاکستری روی آورده است. مادر خانواده در خانه خیاطی می‌کند، پسرشان به‌زودی راهی سربازی می‌شود و دخترشان که یک انیماتور موفق است، با دزدیده شدن لپ‌تاپش، نه‌تنها حال بلکه آینده‌اش را نیز در خطر افتاده. پدر قادر نیست لپ‌تاپ جدیدی برای او تهیه کند و در مسیر به دست آوردن لپتاپی جدید، سرنوشت کل خانواده دستخوش تغییر می‌شود.

این فیلم روایتی از فقر است که قصه‌ی آن بر اساس اثر پروانه‌ای شکل گرفته و نشان می‌دهد چگونه یک اتفاق کوچک می‌تواند مسیر زندگی افراد را تغییر دهد.

شروع فیلم خوب است. از همان ابتدا اطلاعات خوبی به بیننده می‌دهند و کاشت‌هایی برای ادامه فیلم می‌گذارند که این هم برای مخاطب عام جذاب است و هم به نظرم می‌تواند آرا متخصصین را به خود جلب کند. داستان همواره در اوج است. در مسیر تماشای فیلم نه تنها حوصله‌ی بیننده سر نمی‌رود بلکه آنقدر به جا و کافی اطلاعات را دریافت می‌کند، می‌تواند با شخصیت‌ها ارتباط حسی بگیرد. عطف دوم را بعد از تصادف سهیل، برادر رها می‌دانم. همان‌جا که رها برای نجات برادرش و نه برای لپ‌تاپش دزدکی وارد خانه‌ی غزاله نیک‌فر می‌شود.
این عطف آنقدر اثرگذار و به تصویر کشیده شده بود که بیننده یا توقعش را نداشت یا اگر هم داشت، خدا خدا می‌کرد که اتفاق نیفتد.

فیلم می‌توانست در صحنه پیدا شدن رسیدی که باعث به دردسر افتادن سهیل می‌شد، تمام شود. اما کارگردان ترجیح داد که رنج خانواده را عمیق‌تر به نمایش بگذارد و کمی بیشتر هنر بازیگری شهاب حسینی و نویسندگی خودش و محمد علی حسینی را به نمایش بگذارد.

قهرمان داستان توحید با بازی شهاب حسینی است. شخصیتی که به خوبی ساخته و پرداخته شده و روی تن و چهره و ذهن شهاب حسینی نشسته است. همه چیز به اندازه به نمایش در آمده: ناراحتی‌ها، شادی‌ها، حماقت‌ها، عصبانیت‌ها و..

کارکتر ضد قهرمان، برادر غزاله نیک‌فر بود. شخصیت‌پردازی اون نیز باورپذیر و خوب بود. محمدرضا سامیان آن را قابل قبول ایفا کرده بود.

طراحی لباس‌ها خوب بود و جایگاه اقتصادی و اجتماعی شخصیت‌ها را به درستی نشان می‌داد. رنگ‌های روشن و شاد لباس رها نشان از روح خلاق و مثبت او داشت. ضمن این‌که خانواده توحید خانواده‌ای هستند که از روز اول فقر و تنگ‌دستی را تجربه نکردند. این موضوع با طرز پوشش اعضای خانواده به خوبی نشان داده شده است. لباس‌ها با اینکه گران‌قیمت یا نو نیستند، اما مرتب و به‌روز هستند. و خود توحید که استفاده از لوازم استفاده‌شده دیگران برایش عیب نیست، لباس‌های نامرتب‌تری بر تن می‌کند.

طراحی صحنه بسیار در روایت داستان اثر مثبت داشت و وضعیت زندگی شخصیت‌ها را به خوبی بیان می‌کرد. حرکت و زوایای دوربین نیز خوب و دلپذیر بود. رنگ و نور تنظیم شده و یکدست بود.

قاب‌بندی‌ها مینیمال زیادی در این فیلم مشاهده کردیم. تدوین بسیار منظم انجام شده و کمترین خدشه‌ای به روایت داستان وارد نمی‌کند. در یک سوم پایانی فیلم، تدوین از حالت خطی خارج می‌شود تا شوک اصلی را به مخاطب منتقل کند. کات‌ها کافی بود. ریتم فیلم به اندازه بود. نه کند بود و نه تند.

موسیقی متن نیز به خوبی به کمک انتقال حس آمده بود و تاثیر خود را گذاشته بود. صداها سینک و واضح بودند.

حسام فرهمند قصه‌ی رها را هم به خوبی نوشته بود و هم به خوبی به تصویر درآورده بود. قصه‌ای از فقر که شروعش از سال‌ها قبل و خودکشی دختر جوانی جلوی قطاری که توحید راهبرش بود، آغاز شد.
اتفاق تلخی که باعث شد توحید دیگر نتواند مثل قبل کار کند و حالا به خرید و تعمیر لوازم برقی خراب و یا دزدی و فروش آنها به سمساری‌ها مشغول شود و عملاً پولی در نیاورد. در مسیر داستان این فیلم، هر عمل به‌وضوح عکس‌العملی در مقابل عمل قبلی است و این به زیبایی نوشته شده است.
فیلمنامه بدون هیچ مشکلی بود و به نظر می‌رسید که در پروسه‌ی تولید فیلم، فرهمند به‌اندازه‌ی کافی وقت و انرژی گذاشته تا نتوان از مسائل فنی و فیلمنامه ایرادی گرفت. بازیگران، خصوصاً شهاب حسینی و ضحا اسماعیلی، به‌خوبی نقش خود را ایفا کرده بودند و رابطه‌ی پدر و دختری آن‌ها به خوبی در آمده بود.

لقمان مداین منتقد جشنواره فیلم فجر طی نقدی اختصاصی نوشت:

فیلم رها آمده تا بگوید اگر در یک خانواده شان پدر رعایت نشود، تمام ارکان خانواده ویران می‌شود، همان غرغرهای ساده بر سر پدر، خورد کردن او مقابل چشم خانواده، بار روانی و فشاری که بر روح و روان فرزندان می‌گذارد.

آمده تا نسل جدید را نقد کند، بگوید برای آنها رهایی در بی پرواتر است، گاهی در مرگ گاهی در خشونت های افراطی و در لحظه! می خواهد تصویری از جامعه ارائه دهد که افراد شکست خورده و در فقر مانند جنس دست دوم دور ریختنی می شوند.
رها کامل بود، بی هیچ کم و کاستی، بهترین بود به گواه دست هایی که به تشویقش یک صدا بلند شد، امروز بهترین فیلم جشنواره را دیدیم، ورود به جزئیاتش را درست نمی‌دانم چرا که چیزی برای  شکافتن نیست، فیلمبرداری، تدوین، اصلاح رنگ و نور، گریم، فیلمنامه، بازیگری، همه و همه عالی دین خود را ادا کردند و تراز جشنواره بودند.

فرصتی برای پرداختن به نقد کامل نیست و مجبوریم طبق استاندارد جهانی هر فستیوال نقد ریویو محور ارائه کنیم پس نقد کامل بماند برای فرصت مناسب.

حاشیه‌های فیلم

  • تهیه‌کنندگی سعید خانی سومین تجربه او با فیلمسازان فیلم اولی است.
  • مرضیه برومند سابقه درخشانی در ساخت آثار پرمخاطب داشته و به نظر می‌رسد حضورش در این فیلم نیز تأثیرگذار خواهد بود.
  • حضور بازیگران چهره‌ای مثل شهاب حسینی از نکات قابل توجه این فیلم است.

حرف‌های عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر

حسام فرهمند | کارگردان: فیلم رها تلخ‌ هست اما سیاه‌نمایی ندارد. بخشی از این تلخی به شرایط قصه و زیست کاراکترها برمی‌گردد. زمانی که تصمیم گرفتم این فیلم را بسازم، فهمیدم که موضوع را باید به‌صورت رمان ببینم و سعی کنم تصویر نشان دهم. من به سینمای قصه‌گو علاقه‌مند هستم و امیدوارم توانسته باشم این تصویر را ترسیم کنم. هدف من این بود که با بازیگرانی کار کنم که شناخته شده نیستند. من به آموزشگاه‌های هنری بسیاری سر زدم و درنهایت این ترکیب بازیگران را انتخاب کردیم. فکر هم می‌کنم ترکیب موفقی شد و من از نتیجه بازی بازیگران راضی هستم. همه موضوعاتی که در فیلم به تصویر کشیده می‌شود، گرته‌برداری از مجموع اتفاق‌های واقعی است. فیلم مبتنی بر یک رویداد خاص نیست، اما تک‌تک واقعه‌ها حقیقی است. اگر سعید خانی، پای این پروژه نمی‌ایستاد، هیچ وقت نمی‌توانستیم این اتفاق را رقم بزنیم. ضمن این که جا دارد از مرضیه برومند، تشکر کنم که پای ساخته شدن فیلم ایستاد و ممارست کرد. این فیلم حاصل جمله‌ای است که سال‌ها پیش کیومرث پوراحمد بعد از ساختن یک فیلم کوتاه بد به من گفت: «سعی کن اولین فیلمت، برآمده از دغدغه‌ات باشد.»

سعید خانی | تهیه‌کننده: دوستی من با حسام فرهمند به بیست سال پیش و فیلم کیومرث پوراحمد برمی‌گردد. او سال‌ها تیزر تبلیغاتی ساخته و درنهایت بعد از خواندن متن خوب این فیلم من را مجاب کرد تا با سرمایه شخصی، تهیه‌کنندگی این فیلم را برعهده بگیرم. امیدوارم در اکران سرمایه فیلم بازگردد تا بازهم بتوانم از این قبیل ملودارم‌ها تهیه کنم. فیلم را در ۳۷ جلسه فیلمبرداری کردیم. در فیلم ما، عوامل کار اولی بسیاری کار کردند و می‌خواهم بگویم با استعدادی که از هرکدام دیدم، آینده‌ای روشن در انتظار همه آن‌ها خواهد بود.

علی حسینی | نویسنده: من قصه‌های تلخ را دوست دارم و فکر می‌کنم آقای فرهمند هم در کارگردانی توانسته تلخی را از فیلمنامه بگیرد. دلیل علاقه‌ام به تلخ‌نویسی را نمی‌دانم. شاید برای این باشد که آدم غمگینی هستم.

شهاب حسینی | بازیگر: ما با اثری طرف هستیم که باید تاثیرگذار بودن یا نبودن آن را بررسی کنیم. از این بیت مدد می‌گیرم که «هرکسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش»؛ در حرفه ما این اصل فیلمنامه است. متنی که من خواندم، نتیجه سال‌ها زیست و دغدغه شخصی کارگردان و نویسنده است که بدون هیچ حاشیه و با تکلیفی روشن ساخته شد.

غزل شاکری | بازیگر: در جلسه اول مذاکره با آقای فرهمند من مجاب شدم که فیلمی که قرار است ساخته شود، استانداردهایی لازم را دارد. حضور شهاب حسینی هم در کار قطعی شده بود و به من اطمینان می‌داد. باید از حسام فرهمند هم تشکر کنم که برای من حضوری بسیار کمک‌کننده داشت.

رسول علیزاده | طراح صحنه: هر پروژه‌ای یک مربی نیاز دارد و در کار ما این مربی، کارگردان است که در این اثر کارش را به‌خوبی انجام داد. من همیشه می‌گویم رابطه گروه فیلمبرداری و صحنه، شبیه به رابطه زن و شوهری است! یعنی مکمل هم هستند و هم را تکمیل می‌کنند. اگر طراحی صحنه خوب است یعنی کار فیلمبرداری هم خوب بوده است. برای من افتخاری بود که با این گروه کار کردم و همه تلاش خود را برای خلق صحنه‌ای درست، به‌کار گرفتم.

روزبه رایگا | مدیر فیلمبرداری: من از پیش‌تولید کار، همراه با عوامل تولید و کارگردان همه لوکیشن‌ها را بررسی کردم. حتی در بعضی لوکیشن‌ها دوربین را با خود بردیم و پلان گرفتیم تا ببینیم چه‌اندازه زمینه بصری برای فیلمبرداری کار فراهم است. تلاش خود را کردیم که همه‌چیز در کمال خود پیش برود. ما برای فیلم کتاب-سکانس طراحی کردیم و قبل از فیلمبرداری از سکانس‌ها عکس داشتیم. ضمن این که پالت‌رنگی هم برای سکانس‌ها طراحی کردیم که همه این‌ها به فیلمبرداری کار کمک کرد.

مهدی سعدی | تدوینگر: من شیفته موضوع و داستان فیلم شدم و بعد از چند جلسه مذاکره، به فهرست عوامل این کار پیوستم. حفظ یکپارچگی در تدوین این کار برای من خیلی مهم بود. میزان ارتباط مخاطب با کاراکترها برای من خیلی مهم بود؛ این که مخاطب بتواند با کاراکترها هم‌ذات‌پنداری کرده و آن‌ها را باور کند.

پوستر فیلم رها

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا