شادمهر راستین: کتاب روایت و روایتگری در سینما را بخوانید
کتاب از استاد بزرگ نویسندگی

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، شادمهر راستین فیلمنامه نویس سرشناس کشورمان با معرفی کتاب روایت و روایتگری در سینما از وارن باکلند و ترجمه نوید پورمحمدرضا از نشر اطراف نوشت:

«کتاب حاضر این تز را مطرح میکند که موفقیت یا شکست فیلمی همچون پنجره عقبی (هیچکاک) وابسته به کارایی و اثربخشی داستانگویی آن است. نظریه ارائه شده در کتاب، اجزای اصلی داستانگویی سینمایی را در چندین شیوه مختلف فیلمسازی شناسایی میکند و توضیح میدهد که این اجزا چطور به تنهایی یا در ترکیب با هم، در شکلگیری کلی فیلم نقش ایفا میکنند.»
در مقدمه کتاب بعد از این توضیح مختصر تاکید میکند که کتاب حاضر درباره همان عنوان فرعی روی جلد است یعنی؛ فیلمها چطور داستانشان را تعریف میکنند.
اینکه روایتگری (Narration) و داستانپردازی (Storytelling) در سینمای امروز به هم مرتبط شدهاند، اصلیترین نکته نظریه وارن باکلند است.
در نقد فیلم و فلسفه سینما و به طور کلی حوزههای نظری، مقوله روایت همواره متاثر از روایتگری در ادبیات نمایشی بوده و باکلند به طور مشخص روایت یک فیلم را در ترکیبی از عناصر ادبیات نمایشی و فرمگرایی تصویری میداند. به عبارت دیگر کلیتی به نام فیلم شامل داستان و ساختار تصویری، روایت در فیلم را میسازند.
با چنین رویکردی، فیلمنامهنویس فقط وظیفه نگارش یک داستان با مضمون و موضوعی مشخص را ندارد و بلکه میتواند از انواع روایت برای آفرینشش استفاده کرده تا به چالش ایدئولوژی مسلط در روایت کلاسیک بپردازد.
گوناگونی روایت در سینما امر تازه ایی نیست، اما دستهبندی ماهیتی و کارکردی آن(کاری که باکلند مجوز در کتابش کرده) به فیلمنامهنویسان حرفهای کمک میکند تا چگونه ایده اولیه خود را با توجه به نیاز فیلم و متاثر از دیدگاه خودشان نوآورانه و مهمتر از آن دراماتیک کند.
ساده بگویم دوران ایدههای بکر و دست اول تمام شده است. این روایتهای روایتگرانی رادیکال و منتقد به شرایط اجتماعی است که درام جدیدی به وجود میآورد. پیشنهاد میکنم مثل همیشه ابتدا با قلب خود رها و آزاد طرح اولیه و تریتمنت خود را بنویسید و کتاب باکلند با ترجمه شیوای نوید پورمحمدرضا را همچون دستورالعملی برای گسترش فیلمنامه خود به دست بگیرید و روایت مورد نظرتان را که همسو با ساختار فیلم است انتخاب کنید، آنگاه با عقل منطقگرای خود فیلمنامهتان تمام کنید.
در پایان نوید پورمحمدرضا کتاب را فقط ترجمه نکرده است، با فصل پایانی که به آن افزوده، ارتباط پویا و کارآمد بین فیلم و مخاطب “عشق فیلم” را به ما نشان میدهد.