تئاتر کتابخانه نیمه شب

نمایش کتابخانه نیمه شب
به گزارش آژانس خبری سینمادرام، نمایش کتابخانه نیمه شب، اقتباسی آزاد از رمان معروف مت هیگ، به صحنه تماشاخانه ملک آمده است. این نمایش ۷۰ دقیقهای که با سبکهای کمدی، رئالیسم جادویی و درام همراه است، به داستان زنی میپردازد که میان مرگ و زندگی گرفتار شده و فرصتی دارد تا حقیقت زندگی خود را بیابد. اجراها از ۲ دی ۱۴۰۳ آغاز شده و تا پایان بهمن ماه، هر شب ساعت ۲۱ در تماشاخانه ملک برگزار میشود.
این نمایش برای نخستین بار در سال ۱۴۰۳ توسط محمد ملک شاهی به صحنه میرود و با استقبال گرم مخاطبان و منتقدان روبهرو شده است. نویسندگان اقتباس کتابخانه نیمه شب، مجتبی گلستانی و نیما نافع، تلاش کردهاند تا متن اصلی را با فرهنگ ایرانی تلفیق کنند و اثری منحصربهفرد خلق کنند.
نمایشنامه کتابخانه نیمه شب
کتابخانه نیمه شب (The Midnight Library) یک رمان برجسته و فلسفی نوشتهی مت هیگ (Matt Haig) است که در سال 2020 منتشر شد. این کتاب که در ژانر ادبیات داستانی و فلسفی قرار میگیرد، داستانی جذاب و الهامبخش درباره معنای زندگی، تصمیمات و فرصتهای از دسترفته است. با اینکه این اثر بیشتر به عنوان یک رمان شناخته میشود، اما هنوز اقتباس نمایشی رسمی از آن ثبت نشده است. البته، این اثر به دلیل روایت منحصر بهفرد و شخصیتهای عمیقش پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک نمایش یا فیلم دارد.
داستان کتابخانه نیمه شب حول محور شخصیت اصلی، نورا سید (Nora Seed)، میچرخد. نورا زنی است که به دلیل نارضایتی از زندگیاش تصمیم میگیرد به زندگی خود پایان دهد. اما به جای مرگ، خود را در مکانی عجیب به نام کتابخانه نیمه شب مییابد. این کتابخانه بین زندگی و مرگ قرار دارد و هر کتاب آن نمایانگر زندگیای است که نورا میتوانست داشته باشد اگر تصمیمات متفاوتی میگرفت. او فرصتی بینظیر پیدا میکند تا این زندگیهای جایگزین را تجربه کند و معنای واقعی خوشبختی را بیابد.
تحلیل نمایش کتابخانه نیمه شب
کتابخانه نیمه شب با استفاده از سبکهای اجرایی متنوع، تجربهای جذاب و چندبعدی را برای مخاطبان فراهم میکند. این نمایش با لحظاتی از کمدی، فضای سنگین فلسفی خود را سبکتر میکند و ارتباط بهتری با تماشاگران برقرار میسازد. همچنین، رئالیسم جادویی به عنوان یک عنصر کلیدی، کتابخانه را به مکانی خیالی و جادویی تبدیل میکند که تجربهای متفاوت از واقعیت ارائه میدهد. در کنار این دو سبک، جنبههای درام نیز با چالشهای شخصی نورا و سفر احساسی او میان زندگیهای مختلف، نمایش را به اثری عمیق و تأثیرگذار تبدیل کرده است. پیامهای فلسفی نمایش، از جمله اهمیت انتخابها، پشیمانی و بخشش، و ارزش لحظه حال، به خوبی در این داستان گنجانده شدهاند و به مخاطب یادآوری میکنند که هر انتخاب میتواند زندگی ما را تغییر دهد و پذیرش خود و زندگی فعلی کلید خوشبختی واقعی است.
شخصیت اصلی نمایش، نورا، با احساسات عمیق پشیمانی و ناامیدی دستوپنجه نرم میکند. او در سفر خود در کتابخانه نیمه شب با زندگیهایی مواجه میشود که میتوانست داشته باشد، اما در نهایت به ارزش زندگی فعلی خود پی میبرد. کتابدار (خانم الم) بهعنوان راهنمای نورا در این سفر عمل میکند و نمادی از خرد و تجربه است که به نورا کمک میکند تا معنای واقعی زندگی را کشف کند. شخصیتهای فرعی که نورا در زندگیهای جایگزین خود ملاقات میکند، نمایانگر فرصتها و تصمیمات متفاوت او هستند و درسهای مهمی درباره زندگی به او میدهند. این تحلیل شخصیتها نه تنها عمق داستان را افزایش میدهد بلکه مخاطب را به تفکر درباره انتخابها و پیامدهای آنها ترغیب میکند.
نمایش کتابخانه نیمه شب از دید مخاطبان
در نمایش کتابخانه نیمه شب، بازیگران اصلی، نیکی مظفری در نقش نورا و محمد شعبانپور در نقش کتابدار، اجرایی قوی و تأثیرگذار ارائه دادهاند که اجرای پرانرژی شعبانپور به عنوان نقطه عطفی در نمایش شناخته میشود. طراحی صحنه توسط سعید حسنلو به صورت مینیمالیستی انجام شده و فضایی جادویی و خیالی را برای کتابخانه نیمه شب به تصویر کشیده است. همچنین، ترکیب موسیقی تأثیرگذار از پوریا حیدری و نورپردازی خلاقانه مجید سیادت، تجربهای بصری و شنیداری منحصربهفرد برای مخاطبان ایجاد کرده است. با این حال، تعویض صحنهها گاهی موجب جدایی مخاطب از فضای احساسی داستان میشود که میتواند با بهبود هماهنگیها رفع گردد.
بهطور کلی، این نمایش تاکنون نقدهای مثبتی از سوی مخاطبان دریافت کرده است. تماشاگران از متن قوی و بازیهای درخشان بهویژه اجرای محمد شعبانپور تمجید کردهاند. روایت جذاب داستان نیز از دیگر نقاط قوت مایش کتابخانه نیمه شب بوده که مورد تحسین قرار گرفته است.
عوامل نمایش کتابخانه نیمه شب
عوامل نمایش کتابخانه نیمه شب عبارتند از:
نویسندگان: مجتبی گلستانی و نیما نافع (اقتباسی از رمانی با همین نام از مت هیگ)
کارگردان:محمد ملک شاهی
تهیه کننده: حسین کلهر
بازیگران: نیکی مظفری / محمد شعبانپور
عوامل نمایش کتابخانه نیمهشب | |||
---|---|---|---|
مشاور کارگردان | مجید توکلی | طراح صحنه | سعید حسنلو |
دستیار طراح صحنه | هدیه شهابیان | منشی صحنه | تینا تیماجچی |
دستیار تولید | متین حسینزاده | طراح نور | مجید سیادت |
طراح پوستر و گرافیک | استودیو دیز | طراح موسیقی | پوریا حیدری |
عکاس | کوروش جوان | طراح گریم | الناز صالحی |
ساخت تیزر و موشن | ابوالفضل باقری، امیرحسین عوضبیگی | تبلیغات مجازی | گروه تئاتر ریما |
مدیر تبلیغات | فرید رحمتی | مدیران صحنه | مرتضی فهیمی، عرشیا کرمی، نرگس پلنگی، امیرعلی شاهاسماعیلی |
ساخت دکور | گروه هنری مراکی |
نتیجه گیری
نمایش کتابخانه نیمه شب نه تنها داستانی فلسفی و تأثیرگذار را روایت میکند، بلکه با استفاده از عناصر کمدی و جادویی، تجربهای منحصربهفرد برای تماشاگران خلق میکند. این نمایش، سفری به دل انتخابها و پشیمانیها است که هر لحظه آن پر از درسهایی عمیق درباره انتخابها، پشیمانیها و ارزش زندگی است./ سارا فرخنده طینت فرد

نقد و بررسی
پرنیا اسلامیه نوشت:
کتابخانه نیمه شب حکایت دختری که در ناامیدی و افسردگی رست به خودکشی میزند و در دنیای خیالی و به امید بهتر شدن شرایط و دلستان زندگی اش به زندگی بر میگردد .
نگاه من به امید نگاه نیچه ایی ست .امید آن توهمی که دائما از ما انسانی منفعل ساخته تا در رنج زندگی بی هیچ تلاشی برای بهبود آن بمانیم .
این انسان ترسو ست از از اقدام برای خروج از بحران در مانده .او دائما نگاهی انتزاعی به واژه ی توهمی و انتزاعی امید دوخته که شاید دستی از غیب نجات بخش در گل ماندنش شود.
امید باعث از دست رفتن فرصت ها میشود. و باعث اتلاف ارزشمندترین دارایی انسان، یعنی همان عمر و زمان میگردد.
بی گمان نیچه بزرگترین مفسر معنی درخطرات امید است.
او میگوید :
باید دچارِ شدیدترین تهوّع و مرگبارترین خفگی شد تا تغییر را ضروری یافت.برای کسی که در باتلاق فرو میرود، تجویزِ امید یعنی با لبخند بمیر، یعنی تسلیم شو و هیچ کاری نکن.
تا عمقِ فاجعه را نبینی، به خودت نمیآیی. امید به بهبود، بهانهی تنبلهاست برای هیچ نکردن.
نیچه میگوید. امید درد و رنج را عمیق تر و مدت زمان رنج را طولانی تر می کند.
پس چه باید کرد او میگوید : باید یاد بگیریم که علیرغم ساختار وحشتناک زندگی، قهرمانانه و شادمانه با زندگی روبرو شویم!
اینجاست که سفر قهرمان شروع میشود .اکنون میتوان نقش قهرمان را در سفر زندگی معنادار کرد
اینکه به جای انفعال و امید داشتن آستین ها را بالا زد و جنگجوی درون را بیدار کرد و به فراخوان سفر لبیک گفت .
از بازی محمد شعبانپور در چهار تیپ و اجرای طنزگونه اش لذت بردم.