بی بدن اثری متفاوت اما قربانی

صاحبه پویان مهر – منتقد سینما و تلویزیون

اختصاصی سینمادرام، فیلم بی بدن که با حاشیه های بسیاری در اکران فجر ۴۲ روبرو بود یک اثر در ژانر جنایی است که به نظر می‌رسد برآمده  از سخت ترین پرونده های چند سال اخیر  است، عموم مردم آن را با نام آرمان و غزاله می شناسند، پرونده ای که با سکوت و اعدام آرمان دفن شد و هرگز مشخص نشد حقیقت ماجرا چه بوده، اما به گفته نویسنده  اثر این روایت فقط مختص به یک پرونده نبوده و الهام گرفته از چندین مورد می باشد.
قلم جدید کارگردان فیلم موفق علفزار آقای کاظم دانشی این بار توسط مرتضی علیزاده کارگردانی شده است که نخستین تجربه اش می باشد، همین شاید بهانه ای شد برای حذف یک اثر خوب از بخش رقابت های مسابقه و انتقال آن به نگاه نو که از نظر من صرفا یک توجیه است.
زاویه دید خوبی دارد دو پیام روشن را فریاد می زند، اول اینکه مدام اشاره به مهم بودن ارتباط درست  والدین با فرزندان دارد تا برای دریافت محبت به خارج از خانه متوصل نشوند و دیگری که نکته ای چالش برانگیزی هم است، می‌خواهد مخالفت با اعدام را حتی در خود قوه قضاییه نشان دهد اما چون راهی جز بخشش اولیای دم وجود ندارد، کاری از دست عوامل مسئولین بر نمی آید.
فیلمنامه اصول و استاندارد یک اثر سینمایی را تا حد مطلوبی داراست، عطف ها در زمان های صحیح رعایت شده اند، اوج فیلم نیز همینطور، تعلیق هایی زیبا دارد که مدام مخاطب را غافلگیر می کند با اینکه داستان برگرفته از یک واقعیت است و ذهن ها آماده برای دریافت همان نتیجه اما تا لحظه آخر نمی توان حدس زد چه اتفاقی خواهد افتاد آیا اولیای دم رضایت می دهند یا خیر! عنصر ارتباطی متوسطی دارد، چمدان هایی که کلید اسرار قصه است، ضدارزشی دارد که به جبر ارزش مدار می شود و بازپرس قهرمانش که خوب طرح شده و از پس موانع پدری ضد قهرمان بر می آید و عدالت برپا می شود.
به شخص معتقدم اگر در انتخاب بازیگر دقت بیشتری می شد این اثر جزو کارهای ممتاز در پرونده  کاری آقای علیزاده ثبت می شد.
ضعف هایی در بازیگری مشهود است، نوید پور فرج که قبلا شاهد توانایی بازیگری اش بوده ایم  تا نیمه های اثر موفق به نمایش یک بازپرس تمام عیار نشده است، لحن صدا با زبان بدن هماهنگی ندارد از طرف دیگر سروش صحت آنطور که باید نتوانست نقش را باور پذیر کند، راحت بگویم قدرت بازی بی نظیر الناز شاکر دوست توانست کشش ماجرا را یک تنه پیش ببرد، طوری نقش را با خود یکی کرده که انگار تمام زجر را حس می کند و این همان چیزی است که ما از یک بازیگر حرفه ای توقع داریم ایجاد حس درست در خود  و سپس تلقین آن به مخاطب که گلاره عباسی نیز از جایی به بعد بدان راه می یابد.
طراحی صحنه خوبی دارد، فضای خانه ارغوان دختری که گم شده مناسب اندوهی است که بر آن حاکم است در باقی موارد نیز حسن سلیقه طراح صحنه دیده می شود.
به پوشش و رنگ‌ لباس بازیگران جز در مواردی معدود فکر شده است، جایی که عزا و اندوه حاکم است، لباس ها مشکی و بهم ریخته در مقابل جایی است که قدرت و پول خودنمایی می کند و آراستگی در ظاهر به وضوح دیده می شود.
در تدوین می شد که برخی نماهای مازاد حذف شوند، پرش پیدا نکنند و اصلاح رنگ و نور بهتری داشته باشند.
با اینکه معتقدم کارگردان موظف به دقتی بیشتر در نظارت بر تدوین و بازنویسی برخی دیالوگ ها و گرفتن بازی مناسب از بازیگران و انتخاب صحیح آنان بود اما فیلم بی بدن را از بسیاری جهت محق می دانم، طی دو روز هشت فیلم در جشنواره اکران شد که فقط دو فیلم خوش ساخت و اصولی با پیرنگ خوب دیدیم، یکی از آن ها قطع به یقین بی بدن است، این است که انگشت به دهان از عدم حضور این اثر در بخش مسابقه ایم، ثانیه ای برای ورود تماشاگران مانده در صف های طولانی اکران صبر نکردند و استارت پخش را زدند تا بگویند تحت هر شرایطی فیلم نمایش داده می‌شود ولی در کمال تعجب روز بعد یک سانس را به تعویق انداختند تا بازی فوتبال به اتمام برسد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا