بستر رقابت هایتان خالی از انصاف بود!
نقدی بر جشنواره فجر، بستر رقابت هایتان خالی از انصاف بود!
صاحبه پویان مهر _ منتقد سینما و تلویزیون

اختصاصی سینمادرام، هرچه بیشتر افکارم را منسجم می کنم چیزی جز گله ای بی انتها از ذهنم عبور نمی کند، عالم هنر معصوم و تنها مانده، اگر به دادش نرسید سقوط خواهد کرد.
جناب دکتر اسماعیلی و جناب امینی، من به همراه جمع کثیری از هنرمندان ایام جشنواره را همراه شما سپری کردیم، اجازه دهید نپذیریم که دو ماه و اندی صرف انتخاب فیلم کرده باشید، دو ماه می شود شصت روز، اگر هیأت انتخاب روزی دو فیلم را هم زیر و رو کرده باشند نباید به چنین انتخابهایی میرسیدند.
آقای خزایی در سخنرانی خود عنوان کردند که عدهای تصمیم به ایجاد چنددستگی در ایام جشنواره را داشتند، میخواستند بخش خصوصی را از باقی موارد جدا کنند و از این قبیل تحلیلها، اما آیا خودتان در هنگام انتخاب بر این چهارچوب پایبند بوده اید؟ اگر اینطور است و خبری از سلیقه شخصی نیست اجازه دهید نام بی بدن و صبحانه با زرافه ها را بیاورم، گله بنده فقط برای پایمال شدن حق این دو اثر نیست بلکه حرف اصلی بر عدم ایجاد تعادل است، در مجموع ۳۳ فیلم اکران شد، در این بین چهار فیلم پویانمایی و تعدادی آثار دیگر با محتوای کودک و نوجوان هم حضور داشتند که هرکدام به تنهایی موفق و خوب بودند، لیکن فکر میکنید حقشان با حضور در جشنواره ضایع نشد؟ با مثال شرح میدهم تا متوجه عمق مشکل بشوید، چگونه فیلم خوب باغ کیانوش را در کنار اثر زیبای احمد قرار دادید و قیاس کردید؟ آیا میدان رقابت و نحوه داوری این دو اثر که برای دو فضای کاملا متفاوت ساخته شده اند، یکیست؟ چطور میشود بازی کودکان را که در بسیاری از موارد درخشیدند نادیده گرفت؟
هیئت انتخاب محترم جشنواره، عوامل اجرایی و داوران گرامی، حرف بنده بسیار روشن است، بستر رقابت منصفانه نبود و عجیب است که نکته ای به این مهمی چطور از دید اساتید پنهان مانده!
کاش شرایطی فراهم شود تا هر اثر در بخش مربوط به خود تحلیل شود.
اجازه می خواهم در رابطه با داوری شفاف صحبت کنم، تا به حال دیده اید که شخصی برای جراحی قلب نزد یک پزشک عمومی برود؟ این را از این باب عرض میکنم که هنر و تمام گرایش هایش هم در همین اندازه نیاز به تخصص دارد، قبول دارم که یک کارگردان در تمام موارد دستی بر آتش دارد اما تخصص او مشخص است، چرا سیمرغ بلورین بهترین گریم، یا موسیقی و تدوین نباید توسط شخصی که در مقام استادی این کار است، بررسی و اهدا شود؟ جای خالی اساتید هر رشته در داوری کاملا مشهود بود.
به شخصه برای تمام هنرمندانی که دور هم جمع می شوند و اثری را می سازند تا پیامی روشن منتقل کنند ارزش و احترام قائلم اما این که کاری موفق از آب در نیاید و مورد نقد قرار گیرد دلیل بر غرض ورزی یا توهین نیست، بسیار مشتاقم که بدانم فیلم صبح اعدام از کدام منظر مورد بررسی قرار گرفت که جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد، بنده در این فیلم جز قدرت نقش آفرینی جناب ارسطو خوش رزم که دیالوگ های طولانی و بی کشش فیلمنامه را با تسلط بالای کلامی و میمیک صورت حرفه ای خود ادا کردند که به گمانم حاصل سال ها تلاش در عرصه تئاتر است، نقطه مثبت دیگری ندیدم، جناب افخمی روی صحنه آمدند و با سخنرانی خود مارا هم مورد تمسخر قرار دادند، ایرادی ندارد اما از خودشان که خاک خورده این عرصه هستند می پرسم، فیلم احمد، پرویزخان، آسمان غرب، مجنون، صبحانه با زرافه ها و البته بی بدن و تمساح خونی که در بخشی نادرست قرار گرفتند را دیدید؟ اگر دیدید و باافتخار سیمرغ دریافت کردید تبریک ما را هم بپذیرید!
ما نسل جوان، با جیبهای خالی، در سالهای طولانی و بیمزد، پای علاقه و استعدادمان ایستادهایم، انتخاب خودمان است و شکایتی بابت سختیهایی که متحمل میشویم نداریم چون با قلبمان جلو میرویم، فیلم آپاراتچی نمونه ای واضح از دشواری هایی است که یک گروه هنری در شروع فعالیت حرفه ای متحمل میشوند تا یک اثر ساخته شود، زبانش طنز است اما واقعی تر از طنز وجود دارد؟
وقتی یک فیلم کاملا خوب که هیچ شخص دیگری جز بازیگر آن شایستگی دریافت جایزه سیمرغ بلورین بهترین نقش اول زن را نداشت از بخش مسابقه کنار میگذارید، جز بی ارزش کردن تلاش هنرمندان پیام دیگری را منتقل نمیکنید، بدانید این قبیل تصمیمها جز ایجاد فاصله نتیجه دیگری نخواهد داشت، فراموش نکنید که مخاطبان بسیار باهوشی داریم، منتقدان اصلی آن ها هستند، راستی علت خاصی دارد که بخش آرا مردمی را حذف کردید؟ شما را نمیدانم اما سازندگان یک اثر، خوب میدانند که مخاطب و نظرش از کل بودجهای که به یک اثر اختصاص داده میشود ارزشمندتر است، بحث بودجه ها و حرف و سخن های مربوط به آن را هم قبلا دیگر منتقدان و عزیزان عنوان کردند، به همین خاطر دیگر وارد بحث پر کشش آن نمیشوم که از هر دری وارد شویم هزار در گره باز می شود.
جشنواره های فیلم برای ما اهل هنر جدی است، سیمرغ میتواند هدفی بزرگ برای هر هنرمند باشد، در سالهای قبل که اینطور بود، حرف این است، یک اثر یا ارزش گرفتن سیمرغ را دارد یا خیر، کاش تعارفات را کنار بگذاریم تا همگان بستر رقابت برای دریافت جایزه را سخت و جدی ببینند و زمانی که آن را دریافت میکنند از ته دل بخندند نه اینکه مجبور به لبخند زدن باشند و معذب شوند، هرچند معتقدم باید از کسانی که شاهرگ سینمای ایراناند یعنی پیشکسوتان به پاس تمام زحماتشان تقدیرهایی در خور شأنشان شود، از این حیث جای خالی یک تشکر ویژه از استاد علی نصیریان که بزرگتری کردند و بر سر سینما منت گذاشتند تا نقشی را در سینمای کودک ایفا کنند به شدت احساس میشد اما امان از غفلت، آن هم از اساتید!
سینمای ما فیلمهایی دارد در اعتبار جهانی، خواهش میکنم به مایی که کباب خورده ایم املت تعارف نکنید، نتیجه حذف تخصص میشود نزول کیفی فیلمها، برای برگزاری مراسم به این مهمی از دیگر بزرگان هنر غافل نمانید، اساتید را فرابخوانید، سینما را نجات بدهید، ما توهین نمیکنیم ما افول را به چشم دیدهایم، دلمان میسوزد که شخصی فیلم میسازد و اولین رکنهای اساسی یک فیلمنامه را رعایت نمیکند اما نامزد میشود، دلمان میسوزد برای آثاری که مظلومانه در رقابت نادرست قرار گرفتند و بعد از شنیدن نقدهایمان، محترمانه تشکر کردند نظیر کارگردان محترم فیلم شکارحلزون، و صد افسوس که از هنرنمایی کودکان در فیلمهای اجتماعی غافل ماندید، ای کاش سیمرغی بود تا اهدا شود به استعداد و هنرنمایی کمنظیر رایان سرلک که بخش بزرگی از فیلم تابستان همان سال را به دوش کشید.
به عنوان شخصی که چندین سال پای فیلمهای جشنواره نشسته است معتقدم تنها آثاری که میتوانستند در کنار هم به رقابت بپردازند با در نظر گرفتن ارفاق برای چند فیلم، این موارد میباشند:
صبحانه با زرافه ها، تمساح خونی، احمد، پرویزخان، بی بدن، آسمان غرب، مجنون، آبی روشن، آپاراتچی و معجزه پروین.
جناب وزیر و دبیر جشنواره در کنار تمام نقدهایی که به شما دارم و میدانم درد دل خیلی از همکارانم نیز هست، تشکر میکنم بابت حضور خانم میترا زلفی در گروه موسیقی که روی صحنه ویولون سل نواختند، این کار شما در شرایطی که کنسرتها در برخی شهرها بخاطر حضور بانوان منحل میشود ارزشمند بود.
به امید تجلی سینمایی پر رونق و حرفه ای